برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک

۱۳,۵۰۰ تومان

محصول باکیفیت

محصول با کیفیت

پرداخت امن و آنلاین

دانلود پس از پرداخت

ضمانت بازگشت وجه

ضمانت بازگشت وجه

برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک فرآیندی است که اکثر شرکتهای موفق و صاحب نام دنیا از آن برای هدایت و پیشبرد برنامه ها و فعالیتهای خود با افق دید بلندمدت و در جهت دستیابی به اهداف و تحقق ماموریت سازمانی خود بهره می گیرند.

از زمانی که انسانها در مسیر رشد عقلانی خود به ضرورت برنامه ریزی در زندگی روزمره خویش پی بردند، آن را در شکل گیری زندگی اجتماعی به عنوان ابزار در خدمت مدیریت مورد توجه قرار دادند .

امروزه می بینیم که ساختار وجودی زندگی و شهرنشینی آن سان پیچیده گشته اند که انسانها بدون برنامه ریزی های دقیق نمی توانند به حیات خود در قرن جدید تداوم بخشند .

اساس برنامه ریزی بر آگاهی و اطلاع از فرصتها و تهدیدهای آتی و چگونگی استفاده از فرصتها و تعیین و مشخص کردن راههای مقابله با این تهدیدها قرار دارد .

نقش برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک در اداره اجتماعات بشری امری است که امروزه بر آن تاکید فراوان می شود .

یکی از امور مهم زندگی انسانها در جوامع امروز ، برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک است و در دهه های اخیر نقش برنامه ریزی با توجه به رشد سریع و سرسام آور شهر نشینی و تنوع محصولات فرهنگی در جهان بویژه در کشورهای در حال توسعه از اهمیت حیاتی برخوردار گردیده است .

بعلاوه نقش نوین مدیریت در این کشورها نیازمند نگرشی نوین بر مساله مدیریت و برنامه ریزی این کشورهاست .

واقعیتی که دولتها ، سازمانها و نهادهای محلی و بین المللی در چند سال اخیر به اهمیت آن پی برده اند و دیگر قادر به انکار آن نیستند و همانا این حقیقت است که بدون برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک دیگر قادر به ادامه حیات نیستند.

رشد فزاینده جمعیت ، تحولات شگرف و تندر گونه در عرصه دانش و فناوری ، فرو ریختن مرزهای اندیشه بشری در سایه حاکمیت نظام های اطلاع رسانی ، عدم توانمندی انسان در همان سازی خود با این تحولات شگرف ، پیچیدگی روز افزون روابط اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی میان جوامع مختلف بشری تصویری است که انسان در قرن بیستم و یکم با خود همراه می برد .

مدیریت این مجموعه پیچیده ، موضوعی بسیار اساسی است که پرداختن به ان رویکردی جامع نگر و داشتن درک و شناختی درست از واقعیت ها و منابعمادی و ارزشهای معنوی و اجتماعی را می طلبد .

در اوایل قرن بیستم و یکم چالش بزرگ پیش روی مدیران و برنامه ریزان توسعه اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و … این است که چگونه با طراحی یک برنامه جامع بتواند جوامع بشری و سازمانها را اداره کنند.

یا این که در حل تمامی مسائل اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی و در فرایند مدیریت و برنامه ریزی می توانند موجبات رفع و یا کاهش بحرانها را در پی داشته باشند .

ماهیت و ارزش مدیریت استراتژیک

پیچیدگی و ظرافت تصمیم گیری در کسب و کار ، مدیریت استراتژیک را ضروری می سازد . مدیریت فعالیتهای متنوع و چند بعدی عوامل چالش انگیز را فرا میآورد .

این محیط، رقبا را هر وقت که سود امکان پذیر به نظر آید، تامین کنندگان منابعی که روز به روز کمیاب تر می شوند ،سازمانهای دولتی که بر تبعیت از مقرراتی فزاینده نظارت می کنند و مشتریانی که خواسته های غالبا نامعقول شان باید پیش بینی شود را بر می گیرد .

محیط برونی دور نیز برجو عمومی ولی با نفوذی که موسسه در آن قرار دارد تاثیر می گذارد .

این محیط شرایط اقتصادی ، تغییرات اجتماعی ، رجحان های سیاسی و پیشرفتهای فنی را در بر می گیرد که همه را باید پیش بینی ، نظارت و ارزیابی کرد و در تصمیم گیری سطح بالا دخالت داد .

با وجود این تاثیرها غالبا پایین تر از چهارمین عامل عمده در تصمیم گیری مدیریت عالی قرار می گیرند ، که عبارت است از ،‌هدفهای متعدد و غالبا ناپایدار صاحبان منافع موسسه : سهامداران ، مدیران عالی ، کارکنان ، اجتماعات ،‌مشتریان و کشور .

به منظور برخورد اثر بخش با همه عواملی که بر توانایی شرکت در رشد سود آور آن تاثیر دارند ، مدیران فرایندهای مدیریت استراتژیک را به گونه ای طراحی می کنند که به نظرشان وضعیت بهینه موسسه را در محیط رقابتی اش تسهیل می نماید .

چنین استقراری به این لحاظ امکان پذیراست که فرایندهای استراتژیک برآورد دقیق تری از تغییرات محیطی فراهم می کنند وبرای واکنش نسبت به فشارهای داخلی یا رقابتی آمادگی بیشتری پدید می آورند .

از پایان جنگ دوم جهانی به این سوی ، فرایندهای مدیریتی با دامنه وسیع و مقیاسی بزرگ ، بویژه به عنوان عکس العمل بزرگ شدن اندازه و تعداد موسسات رقیب ،‌توسعه دخالت دولت به عنوان یک خریدار ،‌فروشنده ،ناظم و رقیب در بازار آزاد ، و در گیر شدن بیشتر کسب وکار در بازرگانی بین المللی ، به شدت پیچیده شده اند .

می توان گفت که عمده ترین پیشرفت فرایندهای مدیریت ، در دهه ۱۹۷۰  روی داد .

( برنامه ریزی بلند مدت ) ،‌( مدیریت موسسات جدید ) ، طرح ریزی ، برنامه ریزی ، بودجه بندی ) و ( سیاست بازرگانی ) ، با تاکید بیشتر بر پیش بینی محیط وملاحظات درونی و برونی در تدوین و اجرای برنامه ها درهم تنیده شد . این رویکرد فراگیر به عنوان مدیریت استراتژیک یا برنامه ریزی استراتژیک شناخته می شود .

تعریف مدیریت استراتژیک

مدیریت استراتژیک عبارتست از مجموعه تصمیمات و فعالیتهای موجد صورت بندی و اجرای استراتژی طراحی شده برای دستیابی به هدفهای سازمان.

این کار شامل توجه به نه حوزه پر اهمیت است :

  1. تعیین رسالت شرکت ، شامل بیانیه های کلی درباره قصد ،فلسفه و هدفهای آن
  2. تجزیه و تحلیل شرکت به نحوی که وضعیت و توانایی های درونی آن را نشان دهد .
  3. ارزیابی محیط خارجی شرکت بر حسب رقابت و عوامل عمومی اوضاع و احوال .
  4. تجزیه و تحلیل گزینه های ممکن است که از برابر نهادن وضعیت شرکت و محیط خارجی نمایان شده اند .
  5. تشخیص گزینه دلخواه ، هنگامی که امکانات در پرتو رسالت شرکت سنجیده می شود .
  6. انتخاب استراتژیک مجموعه هدف های بلند مدت و استراتژی های اصلی لازم برای دستیابی به گزینه دلخواه .
  7. تدوین هدفهای سالیانه و استراتژی کوتاه مدت سازگار با هدفهای بلند مدت و استراتژی های اصلی
  8. اجرای تصمیمات انتخاب استراتژیک بر اساس تخصیص منابع بودجه شده با تاکید بر هماهنگی میان فعالیت ها ،‌کارکنان ، ساختار ، تکنولوژی و نظام پاداش .
  9. بررسی و ارزیابی موفقیت فرآیند استراتژیک برای استفاده در کنترل و به عنوان درون دادی برای تصمیمات آینده .

همچنانکه این ارائه نه مورد نشان می دهد ، مدیریت استراتژیک ، برنامه ریزی ، راهبری ، سازماندهی  و کنترل تصمیمات استراتژیک و فعالیت های کسب و کار را در بر می گیرد .

استراتژی در نظر مدیران ،‌به معنای برنامه های مقیاس بزرگ و آینده نگر برای تعامل با محیط رقابتی به منظور بهینه کردن دستیابی به هدفهای سازمان است . بنابراین استراتژی در واقع ( برنامه ی بازی ) موسسه است .

اگر چه استراتژی همه نیازهای آینده ( انسانی ، مالی و مواد ) را به تفصیل بیان نمی کند ، ولی چارچوبی برای تصمیم گیری مدیریتی فراهم می سازد .

استراتژی آگاهی شرکت درباره نحوه رقابت کردن ، در برابر کی ،‌کی ،‌کجا و برای چه را نشان می دهد .

ویژگیهای تصمیمات مدیریت استراتژیک

ویژگی های تصمیمات مدیریت استراتژیک با توجه به سطح فعالیت استراتژیک متفاوت است . همچنانکه در شکل ۲-۱ نشان داده شده است ،‌تصمیمات سطح موسسه بیشتر گرایش  ارزشی ، معنوی دارند وعینی بودن آنها کمتر از تصمیمات مربوط به تدوین و اجرای استراتژی سطح کسب و کار و وظیفه است .

خطر بزرگتر ، هزینه و احتمال سود بیشتر و همچنین افق های زمانی بلندتر و نیاز بیشتر به انعطاف پذیری نیز از مشخصه های تصمیمات سطح موسسه است . این ویژگی ها ، پیامدهای منطقی دور از دسترس آینده نگر ، ابتکاری و فراگیر فعالیت استراتژیک سطح موسسه  است .

نمونه های تصمیمات سطح موسسه عبارتند از انتخاب کسب و کار ( رشته فعالیت ) ، خط مشی های تقسیم سود ،‌منابع بلند مدت تامین مالی و رجحان هایی برای رشد .

 

در انتهای دیگر پیوستار ،تصمیمات سطح وظیفه ای عمدتا مسائل عملیاتی متمرکز بر فعالیت را ، در بر می گیرد .این تصمیمات دوره ای اتخاذ می شوند و مستقیما به اجرای بخشی از استراتژی یکپارچه صورت بندی شده در سطح موسسه و در سطح کسب و کار می انجامد .

بنابراین ،‌تصمیمات سطح وظیفه ای نسبتا کوتاه مدت اند و خطر و هزینه کمتری به همراه دارن ، زیرا به منابع موجود وابسته اند . تصمیمات سطح وظیفه ای معمولا با فعالیتهایی سرو کار دارند که به حداقل هماهنگی سراسری موسسه نیاز  دارند .

این فعالیتها ضمیمه فعالیتهای جاری حوزه های وظیفه ای می شوند و قابل انطباق بر فعالیت های جاری هستند ،‌لذا برای اجرای موفق آنها به حداقل هماهنگی نیاز می افتد .

اگر چه قابلیت سود آوری تصمیمات سطح وظیفه ای در مقایسه اندک است ، ولی نظر به اینکه تصمیمات نسبتا عینی و عددی هستند ، تجزیه و تحلیل و توجه بسیاری را به خودجلب می کنند .

ارزش مدیریت استراتژیک

منافع مالی

جاذبه هر رویکرد مدیریتی ،‌انتظار رهنمون شدن به سود بیشتر برای موسسه است . این ، به ویژه درباره نظام برنامه ریزی استراتژیک با تاثیر عمده ای که بر تدوین و اجرای برنامه ها دارد ، صادق است .

مجموعه ای از مطالعات انجام شده درباره سازمان های کسب و کار ، تاثیر فرآیندهای مدیریت استراتژیک را بر نتیجه نهایی اندازه گیری کرده اند . یکی از نخستین مطالعات عمده توسط آنسوف و همکاران در سال ۱۹۷۰ اجرا گردید .

در بررسی ۹۳ موسسه تولیدی آمریکایی ، پژوهشگران دریافتند که برنامه ریزان رسمی که از رویکرد مدیریت استراتژیک استفاده می کردند ، بر حسب معیارهای مالی که فروش ، دارایی ها ، قیمت فروش ، درآمد هر سهم و رشد درآمد را  اندازه می گرفت ، نسبت به مؤسسات بدون برنامه ریزی ، موفقیت بیشتری کسب نموده بودند .

برنامه ریزان همچنین در پیش بینی نتیجه فعالیت های عمده استراتژیک دقت بیشتری داشتند .

دومین پژوهش پیشاهنگ توسط تیون و هاوس در سال ۱۹۷۰ چاپ شد که ۳۶ موسسه در شش صنعت مختلف را مطالعه کرده بودند .

آنها دریافتند که برنامه ریزان رسمی در صنایع نفت ،‌غذایی ،‌دارویی ، فولاد ، شیمایی و ماشین آلات بطور قابل ملاحظه ای از موسسات بدون برنامه در همان صنایع پیشی گرفته بودند.

به علاوه ، برنامه ریزان ،عملکرد خودشان را به میزان معتنابهی بعد از پیاده کردن فرآیند رسمی در مقایسه با عملکرد مالی در سالهای بدون برنامه ریزی ، بالا برده بودند .

کنترل استراتژیک : راهنمایی و ارزیابی استراتژی

به منظور تعیین موضع و راهنمایی موسسه در محیطی غالبا به سرعت در حال تغییر ، یک استراتژی در طول زمان انتخاب و اجرا می شود .

استراتژی ها نگاه به آینده اند ، برای فعالیت چند ساله و بر اساس فرضیات مدیریتی در باره رویدادهای متعددی که هنوز پیش نیامده طراحی می شوند .

مدیران چگونه باید استراژی را کنترل نمایند ؟

رویکرد های سنتی به کنترل ، در پی مقایسه نتایج واقعی با استانداردهاست . کار انجام می شود ،‌مدیر کار را ارزیابی می کند ، و از ارزیابی به عنوان درونداد کنترل فعالیت های آینده  استفاده می کند . در حالی که این رویداد جایگاه خود را دارد ، لیکن برای کنترل استراتژی مناسب نیست .

در انتظار پایان یافتن استراتژی باقی ماندن غالبا پنج سال یا بیشتر به درازا می کشد ، در این مدت تغییرات بسیاری رخ  می دهد که بر موفقیت نهایی استراتژی تاثیر عمده ای دارند.

در نتیجه مفاهیم و رویکردهای مرسوم کنترل باید برای تبدیل به کنترل های استراتژیک ، که کنترل استراتژی های بلند مدت را در بر می گیرد ، تعدیل یا تعویض شوند .

کنترل استراتژیک ، با پی گیری مسیر استراتژی در حال اجرا سر و کار دارد ، مسائل یا تغییر در فرضیات بنیادی را کشف می کند ، و تعدیل های لازم را به عمل می آورد.

 

تعیین کنترل های استراتژیک

کنترل استراتژی را  می توان به عنوان نوعی ( کنترل راهبری )تلقی کرد . به طور معمول بین شروع اجرای استراتژی و دست یابی به نتایج مورد نظر آن ،‌زمان درازی فاصله می افتد . در طول این مدت پروژه های متنوعی اجرا می شود ، سرمایه گذاری هایی انجام می گیرد وفعالیت هایی برای اجرای استراتژی جدید صورت می گیرد .

همچنین در طول این مدت موقعیت محیطی و وضعیت داخلی مؤسسه  هر دو  در هر حال تغییر و تحول اند . کنترل های استراتژیک برای هدایت موسسه از میان این رویدادها ضرورت دارد .

این کنترل ها باید برای تصحیح اقدامات و جهت های موسسه در اجرای استراتژی و سازگار کردن آن با تغییر و تحول در موقعیت های محیطی و درونی موسسه راهنمایی هایی ارائه کنند .

 

فهرست  پروژه برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک

[tie_list type=”checklist”]

  • مقدمه
  • ماهیت و ارزش مدیریت استراتژیک
  • تعریف مدیریت استراتژیک
  • ویژگیهای تصمیمات مدیریت استراتژیک
  • ارزش مدیریت استراتژیک
  • منافع مالی
  • کنترل استراتژیک : راهنمایی وارزیابی استراتژی
  • تعیین کنترل های استراتژیک
  • کنترل فرضیات
  • عوامل محیطی
  • عوامل صنعتی
  • کنترل اجرا
  • نظارت بر پیشرفت های استراتژیک
  • نظارت استراتژیک
  • کنترل آگاهی های ویژه
  • نظام های کنترل عملیاتی
  • منابع و مآخذ

[/tie_list]

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرفروش ترین ها

محصولات مرتبط

شما اینجا هستید :