معماری : حضور ، زبان و مکان

۴۰,۰۰۰ تومان

محصول باکیفیت

محصول با کیفیت

پرداخت امن و آنلاین

دانلود پس از پرداخت

ضمانت بازگشت وجه

ضمانت بازگشت وجه

حق با گیدیون بود که می گفت در جهان مدرن ،‌« بدون عبور از سوراخ تنگ هنر مدرن » معمار شدن کاری ناممکن است .
نویسندگان بسیاری از جمله نویسندگان شمالی همچون اوتسن ، پیه تیله و فن نشان داده اند که معماری بیان نیت های انسان از وجود در این جهان است . اما اینکه چرا این معماران هنوز به شناخت و شهرتی که شایسته اش بودند دست نیافته اند نشان می دهد که می باید در انتظار دریافت ژرفتری از هستی در جهان باشند.
در لحظات بی شماری که تنها بخشی از اجزای متشکله و برسازنده ی این جهان و سرشت نمای ( Characteristic ) ویژه ی آن را فهم می کنیم تنها به گوهر مشترک و عمومی آن اجزا راه می بریم و حتی با این که برخی از خصیصه های آن را در نمی یابیم ، همواره در این جهان [ جهانی که پیش روی ما است ] حضور داریم نه درجای دیگر. ادموند هوسرل اصطلاح زیست جهان را برای توصیف جهان متعینی به کار می گیرد که بی میانجی در پیش روی ما « حضور » دارد ، و این جهان را به عنوان « فضایی در برگیرنده ی اشیا، آنگونه که در وجود پیشاشناختی خود تجربه می کنیم تعریف می کند. جهانی که چونان موردی امکان تجربه را برایمان فراهم می آورد . » این شکل تجربه ، به تعبیر هوسرل ، « تجربه ای طبیعی »‌ و تا آن جا که به « خود اشیا / چیزها »‌ ارتباط می یابد ، «پیشاشناختی »‌ است . ما بیش از آنکه رویکردی تحلیلی به این اشیا/ چیزها اتخاذ کنیم ، در همراهی آنها زندگی می کنیم ، این تجربه ی طبیعی زیستن ادراک که بر مدل « تکانه و واکنش » مبتنی است ،‌ همانند دیگر نظریه های معرفت شناختی که با دکارت آغاز می شوند و زیست جهانی را به دو پاره ی یکسر مجزا تحت عنوان « سوژه و ابژه » تقسیم می کنند‌، در توصیف گوهر زیست جهان بسیار ناکارآمد به نظر می رسند . ما انسان ها با هم می زییم ، در زیست جهان « هستیم »‌ یعنی همان هستیم که هایدگر آن را « هستی – در – جهان »‌ یا در زبان آلمانی دازاین می نامد و می خواند.
تجربه ی طبیعی همواره معطوف به امر « کیفی »‌ است : و کیفیت ناظر به هویتی است بی واسطی حاضر و در دسترس . زیست جهان نیز امری کیفی است و بدین مفهوم نیز هست که دریافتنی و « معنا دار » است . در این جهان هر چیز نامی دارد ، خواه این چیز پدیده ای جغرافیایی باشد ، یا فضا و شکل طبیعی ، و خلاصه هر آفریده ی انسانی [ و غیر انسانی ] همگی برای خود نامی دارند . زبان گنجانیده های زیست جهان را به بیان در می آورد ، این حقیقت را آشکار می سازد که واژگان ساختار یافته در دستور زبانی مشخصی معلوم مان می سازند که اشیا در نسبت های گوناگونی از معناهای دو سویه آراسته شده اند. بر این نکته واقف ایم که این نسبت ها همواره بر ما گشوده و آشکار نیستند :‌ بسیاری از آنها ، خود را مشخصاً در زبان پنهان ساخته اند . و وظیفه ی شاعر است که مهم ترین این نسبت ها را برای ما از پرده به در آورد. زیست جهانی است روشن و خالی از هر گونه ابهام و نه جهانی است هماهنگ و بسامان . تعیین و تمامیت این جهان اما می تواند بنیانی کیفی برای شناخت جمعی از خود به دست دهد.
قابل فهم است که چرا هم اسکان گروهی و هم سکنا گزیدن فردی در رابطه با آن [ زیست جهان ] به شمار می آیند . و می یابد افزود که همین پیش انگاشت ها هستند که مشارکت آدمی را در سامان بخشی به این جهان ممکن می سازند از این رو معماری خود بخشی از زیست جهان است و تنها به عنوان تابعی از آن جهان فهمیده می شود.
مقصودمان در عین حال این نیست که مدعی شویم انتزاع های علمی « غلط » هستند . بلکه نباید این ار از یاد ببریم که رویکرد یکسویه ی علمی به فهم تجربه ی هر روزه ی ما یاری نخواهد رساند. در سال های اخیر گرایش های رو به رشدی در راستای همین رویکرد یکسویه مشاهده می شود ، جهان کیفی با همه ی سرراستی و خود انگیختگی خود مقهور کمیت سازی شده ، که به نوبه خود ما را بیشتر و بیشتر با معناهای ژرف تجربه های هرروزه مان بیگانه ساخته است.
کیفیت یکسونگرانه ی علم است که انسان را از « خود چیزها‌ »‌ جدا کرده و در آن براین نکته تاکید می شود که تنها و تنها فهمی پدیده شناسانه خواهد توانست چیزها را برای انسان اعاده کند و ما را به سوی « خود آنها » بازگرداند. کوتاه سخن ، پدیده شناسی ، با همان طبیعتی که تچتیزها خود را به یاری آن آشکار می سازند به آنها روی خواهد کرد ، یعنی نه چونان هستند گانی گسسته . این هستندگان چونان اشکارگی های گوناگونی از هستی ، و از بودن که تنها در ارتباط با دیگر اشکارگی ها یا شیوه های وجود فهم می شود و بی آنکه هویت را از دست بدهد ، در گذر زمان پا برجا می ماند. اصطلاح « شیوه های هستی »‌ نزد هوسرل نقش بنیادین چیزها در زیست جهان را به بیان در می آورد . به جای صرفاً‌ یک سرنمون ایستا و ساکن و بر چندگانگی یا کثرت ممکن و محتمل گستره ها ( عرصه ها ) ژرف اندیشی می کند . همه چیزهایی که به شیوه ای طبیعی بر ما آشکار می شوند به واقع ژرفای عظیم تری را پنهان نگاه می دارند ، و وظیفه ی پدیده شناسی آشکار ساختن این ژرفاها است . در اینجا می باید بار دیگر به « زبان » اشاره کنم که در آن ، هر اسمی نشانگر شیوه ای از بودن و از هستی شی ، است ، نه مشخصاً یک ابژه ی خاص.
زبان ابزار عمده ی در اختیار پدیده شناسی ، و پدیده شناسی نه یک صورت مشخص فلسفی که شیوه ای در فلسفه و فلسفیدن است . پدیده شناسی چونان روش ، صورت تحقق یافته و علمی تجربه ی بی میانجی از هستی است .
پدیده شناسی نه یک نگره / نظریه / تئوری که راهی است که هدف از پیمودن آن فراهم ساختن امکان دسترسی ( دستیابی ) به ساختارها و معناهای زیست جهان است . بدین اعتبار چنان نیست که پدیده شناسی سودای جانشینی علوم طبیعی را در سر بپروراند : آنچه پدیده شناسی خواهان آن است جایگزین ساختن روابط کل پیکره اصول و ضوابطی استکه توسط علوم طبیعی بیان می شوند و چون ادعای فهم جهان کیفی ای که در آن زندگی هر روزه در جریان است را ندارد ، آن ( جهان کیفی ) را با انتخاب ها و تاویل های معنا دار خود غنی و ثروتمند می سازد . بدین لحاظ باید گفت که پدیده شناسی شرط لازم و عامل بقای هر برنهاده ی فلسفی است .
شاید در این موقعیت عجیب بنماید که نظریه های معماری را با این آرایه ی مفصل از معضلات ( فلسفی ) چه کار . من نیز با شما هم نظر هستم که طرح این قبیل مسائل زمینه ی مناسبی برای طرح مقطع مشخصی از تاریخ معماری را فراهم نمی آورد : از این رو بحث را به نکته های چندی که به زیست جهان ارتباط می یابند محدود خواهم ساخت ، تا شاید بهتر دریابیم که چه نوع نظریه ای در موقعیت کنونی برای هدفی که پیش رو داریم مناسب تر است .
تا پیش از سده ی هجدهم و نیز در طول آن سده ، متون معماری عمدتاً‌ مبتنی بود بر « دستورالعمل »‌ ها ، چرا که وظیفه ای که از معمار در یک جامعه ی نسبتاً ایستا انتظار می رفت چیزی بود در حد وظایف یک نانوا یا کفاش . مقاله های نگاشته شده در باب معماری هرگز به ملاحظات فلسفی خاستگاه یا نیت معمار کشیده نمی شدند . بلکه در وهله ی نخست موضوعاتی با اهمیت عینی ، با ماهیت عملی یا زیبایی شناختی را در نظر می آورند . کتاب ویتروویوس با عنوان درباره ی معماری به واقع توجیهی بود بر جنبه ی ایجابی دانش ها و مهارت های گوناگونی که یک معمار نیاز داشت تا به یاری آنها بتواند معماری را به شکل مناسب و به تعبیری آگاهانه به کار گیرد.

فهرست محتوا :
پیشگفتار تصویری تازه از معماری
هنر معماری و مدرن
I – حضور
زیست جهان
نسبت های دو سویه زبان علم و جهان گیتی
تاریخچه جدایی اندیشه و احساس
۱٫ کاربرد
از دست رفتن مکان
جدایی تاریخ و مدرن
سویه های بنیادین سه گانه ساختاری
۲٫ دریافت
زیست جهان
ارسطو و افلاطون گسست اندیشه و احساس
عوامل چهار گانه هایدگر
۳٫ اجرا
معماری اسلامی
معنا در معماری
نشانه شناسی سوسوروپیرس
II – زبان
۴٫ گونه شناسی
لینچ . گشتالت
۵٫ ریخت شناسی
روح مکان
واریاسیون تخته و پوئسیس در یونان

تعداد صفحات : ۱۴۶
نوع فایل : ورد ۲۰۰۳ (.doc)

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “معماری : حضور ، زبان و مکان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرفروش ترین ها

محصولات مرتبط

شما اینجا هستید :